به مناسبت هفدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی

با درود به کلیه جانباختگان سال 67

امروز هفده سال از هولناک ترین واقعه تاریخ اخیر ایران می گذرد. در مدتی کمتر از دو ماه، هزاران نفر از زندانیان سیاسی به قتل رسیدند. پشت درهای زندان و در خفا، به دار آویخته شدند  و تیرباران شدند. ابعاد جنایت عظیم بود و برای پنهان کردن آثار جرم، زندانیان را در تاریکی شب و گورهای دست جمعی دفن کردند. تا مدت ها حتی خانواده ها را از اعدام شدن عزیزانشان بی خبر گذاشتند و محل دفن را پنهان کردند. ولی به هرحال خبر به بیرون درز کرد، و جنایت برملا شد. و معلوم شد که انقلابیون اعدامی را در گوشه ای از گورستان بهائی ها، در گورهای جمعی دفن کرده اند. گورستانی که رژیم آنرا لعنت آباد می خواند و مردم امروز به نام گلزار خاوران می شناسند.

امسال، در سالگرد این قتل عام، رژیم دوباره قصد نابودی گلزار خاوران را کرده است و بزرگداشت خاطره یاران از دست رفته مان با مبارزه برای حفظ خاوران رنگ گرفته. ولی قبل از اینکه بپردازیم به این که چرا مبارزه برای حفظ گلزار خاوران اهمیت دارد، نگاهی گذرا بیندازیم به این جنایت. به اینکه چرا این جنایت صورت گرفت و هدف خمینی و رژیمش از این جنایت و یا جنایات چه بود....

رژیم خمینی از وقتی به قدرت رسید به سرکوب مردم پرداخت. مردم جرات کرده بودند بر علیه نظام ستم و استثمار انقلاب کنند و آرزوی دنیای دیگری را در سر بپرورانند. ولی خمینی و دار و دسته اش می خواستند خودشان به تخت سلطنت با یک اسم دیگر تکیه زنند. ولی با مردمی که هنوز به تغییرات بنیادی امید داشتند و هنوز برای چنین تغییراتی هر چند با دیدهای مختلف و هر چند با توهمات بسیار به خیابان می آمدند، نمی شد. خمینی باید مردم را «سر جای خودشان» می نشاند. سرکوب از همان ابتدا شروع شد با تحمیل حجاب اجباری به زنان، با لشکرکشی به کردستان و با کشتار ترکمن صحرا... کودتای 60 و انقلاب به اصطلاح فرهنگی هم نقطه عطفی بود در استقرار رژیم. دستگیری انقلابیون با وسعت بی سابقه ای شروع شد و هفته های اول هم برای مرعوب کردن مردم هر روز لیست چند صد اعدامی در روزنامه های رژیم چاپ می شد.

کمونیست ها و انقلابیون، تبلور آگاه رویای مردم برای رهائی بودند. کسانی بودند که آگاهانه کمر به تعمیق انقلاب بسته بودند، می دانستند بنیادهای نظم کهن هنوز خراب نشده و انقلاب هنوز در واقع به هیچکدام از وظایفش اصلی اش پاسخ نداده. البته رژیم و بسیاری از همدستانش و جریانات راست سعی کردند رابطه انقلابیون با مردم را انکار کنند و انقلابیون را به عنوان یک عده اغتشاش طلب جدا از توده جا بزنند. ولی واقعیت این است که این انقلابیون اتفاقا تبلور آگاهانه آن رویایی بودند که مردم برایش به خیابان آمده بودند و برای اینکه این آگاهی همه گیر نشود و برای اینکه این آگاهی و آرمانگرائی با توده وسیع مردم آمیخته نشود بود که رژیم چنان وحشیانه به قلع و قمع کمونیست ها و انقلابیون کمر بست.

و به همین خاطر هم بود که باز، در سال 67، یعنی با پایان جنگ که رژیم برای به اصطلاح بازسازی به آرامش گورستان احتیاج داشت، تصمیم گرفت به خیال خودش کار انقلابیون را یک سره کند و تمام کسانی که را حاضر نبودند کوتاه بیایند و انزجارنامه بنویسند اعدام کرد.

هفده سال از این قتل عام می گذرد. در این هفده سال ما مرتبا با رژیم در گیر پیکار خاطره ها بودیم. (و منظورم از ما خانواده ها و یاران این رفقای جانباخته و تمام نیروها و افرادی است که قلبشان برای رهائی از قید ظلم و ستم می تپد) رژیم می خواست این  جنایات از ذهن مردم پاک شود و ما مبارزه کردیم برای حفظ خاطره عزیزانمان و آرمان هایشان. و مبارزه کردیم که جنایات رژیم فراموش نشود.

رژیم در این 17 سال به اشکال مختلف سعی کرده که آثار این کشتار را از بین ببرد. ابتدا، حتی محل دفن یارانمان را نیز مخفی کرده بودند تا خانواده های داغدار جائی برای تجمع و یادآوری و تجدید عهد نداشته باشند. که البته به هر صورت محل دفن آشکار شد، و خبر دهن به دهن به همه رسید. در ابتدا حربه رژیم سرکوب بود. سرکوب کور و وحشیانه. ولی شجاعت خانواده ها هم بی نظیر و قهرمانانه بود. جنگ مادران و همسران بی سلاح و داغدیده  بر علیه یک رژیم وحشی تا به دندان مسلح. موضوع مبارزه آن روزها این بود که باید سر خاک بچه ها رفت، خاوران و خاوران ها را حفظ کرد به عنوان سند جنایت رژیم و بعنوان محلی برای تجدید عهد با یاران از دست رفته. به خانواده ها حمله می شد، حملات وحشیانه، برایشان مزاحمت ایجاد می شد، تهدیدشان می کردند، امکانات اجتماعی شان را محدود می کردند ... ولی فایده نکرد، هر ماه و هر سال تعداد بیشتری به خاوران می رفتند. مقاومت مردم قهرمانانه بود و مردم در این مبارزه پیروز شدند.  خاوران به طور واقعی تبدیل شد به یک سند، به یک یادمان که امروز بخشی از تاریخ مردم ما شده است.

از سال 76 به بعد شدت سرکوب برهنه کم شد. و جدال خاطره ها به زمینه ایدئولوژی و سیاست کشیده شد. حملات ایدئولوژیک ضد آرمانخواهی و تبلیغ سیاست های مماشات طلبانه. اینکه اگر فراموش نمی کنیم، اقلا ببخشیم. با هم کنار بیاییم و با تساهل و تسامح به طرف آینده برویم. این مبارزه را پیچیده تر کرد. ولی مبارزه همچنان ادامه داشت. که فراموش نمی کنیم و نمی بخشیم چرا که تسویه حساب با آمرین و عاملین  آن جنایت ها بخشی از حرکت آزادیخواهانه مردم است. اینکه این جناح هیئت حاکمه که تبلیغ تسامح و تساهل می کند، چه مستقیما و چه بعنوان بخشی از کلیت نظام، خودش دست اندرکار جنایت ها بوده، و افرادی که دست اندرکار بوده اند تا وقتی نیایند و کاملا زیر و بم جنایت و از جمله نقش خودشان را افشا نکنند، صداقتشان زیر سوال است. تجربه 9 سال اخیر هم نشان داد که پشیمانی در کار نبود. در دوره حکومت دو خرداد دیدیم که چطور جنبش دانشجوئی سرکوب شد، چقدر روزنامه تعطیل شد. دگر اندیشان در قتل های زنجیره ای به چه وضعیت فجیعی کشته شدند... خلاصه حتی بر کسانی که به این تساهل و تسامح دل بسته بودند معلوم شد که این ها نه تنها پشیمان نشده اند بلکه پایش بیفتد، یعنی وقتی دوباره با جنبشی روبرو شوند که موجودیتشان را تهدید کند دوباره به همان جنایات دست خواهند زد.

ولی تاریخ ثابت کرده که ظالمان، به هر جنایتی متوسل شوند باز هم نمی توانند جلوی حرکت مردم بر علیه ظلم را بگیرند. و امروز جنبش مردم رو به اوج است. مرتبا با اعتصابات کارگران، پرستاران، معلمان ... روبروئیم. رادیکالیسم و آرمان گرائی در جنبش دانشجوئی دوباره ریشه می گیرد. زنان برای احقاق حقوق خود به خیابان می آیند. خلق عرب ستم ملی را به چالش می گیرد.  وقایع اخیر کردستان، تظاهرات نه چندان صلح آمیز و اعتصاب عمومی هم نشان داد که آتش مبارزه مردم قهرمان کردستان بر علیه ستم هیچگاه خاموش نشد.

همه اینها نشان می دهد که رژیم گرفتار یک بحران جدی است و مردم هم خود را برای تعیین تکلیف آماده می کنند. ولی پیکار خاطره ها هنوز به سرانجام نرسیده. عده ای از کسانی که در استقرار و استمرار جمهوری اسلامی نقش داشتند، کسانی مثل گنجی، دارند سعی می کنند معانی متفاوتی برای زندان و زندانی سیاسی بتراشند. سعی می کنند زندان های رژیم را با دوره ای که دو خردادی ها به زندان افتادند معنی کنند. اگر هم به قتل عام سال 67 اشاره می کنند، اصلا به روی خود نمی آورند که خمینی بانی تمام این جنایات بود. مسئله ترس نیست، چرا که به خاطر عقایدشان ممکن است حاضر باشند تا پای جان هم بروند. مسئله حفظ نظام است، نظام سلطه، ستم و استثمار. اینها فهمیده اند که رژیم رفتنی است، می خواهند حملات مردم را به بخشی از رژیم محدود کنند تا کلیت نظام حفظ شود، تا سیستم به کل از هم نپاشد. البته اینجا نقشه های غرب و بویژه آمریکا را هم باید در نظر گرفت که البته در بحث امروز جا ندارد. فقط یک یاد آوری بکنیم که وقتی هزاران هزار کمونیست و انقلابی را به وحشیانه ترین وضعی شکنجه می کردند و دسته دسته به جوخه های اعدام می سپردند نه صدائی از آمریکا در آمد و نه صدائی از اروپا.

امسال، در بحبوحه هفدهمین سالگرد کشتار 67، جمهوری اسلامی دوباره به گلزار خاوران حمله کرده. امسال بهانه اش این است که می خواهد تبدیلش کند به گورستان عمومی. و مبارزه بر علیه این توطئه جمهوری اسلامی مهم است. و مردم هم این را خوب فهمیده اند. امسال همه شاهد این بودیم که تجمع خانواده ها از همیشه وسیع تر بود و نیروها و فعالین سیاسی هم فعالانه به دفاع پرداختند، و نسل جوان هم دارد با این تاریخ پیوند برقرار می کند.

دفاع از گلزار خاوران مهم است چون گلزار خاوران سمبل یک نسل از انقلابیونی است که برای رهائی بشریت به صحنه مبارزه آمدند، در مقابل دژخیم قد علم کردند، وفاداری به آرمان هایشان و به مردم را از جانشان عزیزتر دانستند. ولی در عین حال گلزار خاوران سمبل جنایت پیشگی نظامی که یارانمان در مقابلش ایستادند نیز هست. سمبل این است که رژیمی که موجودیتش بر پایه استثمار استوار است بدون سرکوب نمی تواند یک روز هم دوام بیاورد.

جدال برای حفظ این سمبل بخشی از مبارزه مردم ماست برای جامعه ای نوین، برای جامعه ای آزاد و دموکراتیک. چون یارانی که در آن سالها کشته شدند به این دلیل کشته شدند که برای جامعه ای آزاد و دموکراتیک مبارزه کردند. و آمرین و عاملین آن جنایت کسانی بودند که موجودیت خود را در استقرار نظام ستم و استثمار معنی می کردند. این ها دو قطب متضادند. تاریخ نشان داده که نه  با فراموش کردن جنایت، جنایت از بین می رود و نه با دوستی با جنایتکار. این حکومت باید سرنگون شود، این نظام باید نابود شود و محاکمه و مجازات بانیان این نظام بخشی از پروسه پیشروی به سوی جامعه ای است که زندان و شکنجه و اعدام و سنگسار در آن جائی ندارد. جامعه ای رها از هرگونه نابرابری. 

سپتامبر 2005 – شهریور 1384

این متن از طرف فعالین سازمان زنان هشت مارس در مراسم سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در اروپا ارائه شد