دونقل قول جالب و بسيار اغراق آميز از رفيق کورش مدرسى
هم اکنون مجوديت و موقعيت تشکيلاتى حزب کمونيست کارگرى در داخل کشور چندهزار برابر خارج از کشور است و اين موجوديت تشکيلات حزب کمونيست کارگرى در داخل کشور است" از
 مصاجبه رفيق کورش با شهروند در زمان ليدرى ايشان

 

به مناسبت هفدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی
امروز هفده سال از هولناک ترین واقعه تاریخ اخیر ایران می گذرد. در مدتی کمتر از دو ماه، هزاران نفر از زندانیان سیاسی به قتل رسیدند. پشت درهای زندان و در خفا، به دار آویخته شدند  و تیرباران شدند. ابعاد جنایت عظیم بود و برای پنهان کردن آثار جرم، زندانیان را در تاریکی شب و گورهای دست جمعی دفن کردند

 

اينكه كاپيتال بزرگترين كتاب قرن نوزدهم  شناخته شده  و خود ماركس‏ به مرد هزاره تمدن بشرى ملقب مى شود،  دليل حضور ماركس‏ نيست؟ اينكه ايدئولوژى آلمانى هنوز دست به دست در ميان مشتاقان آزادى و دوستداران طبقه‌ى كارگر مى چرخد دليل حضور ماركس‏ نيست؟ و به همين ترتيب 18 برومر و....

ماركس‏ را حتى بورژوازى ومتفكرين اين سيستم غير انسانى نمى توانند ناديده بگيرند و مرگ و نابوديش‏ را اعلام كنند و شبح ماركس‏ را هر روز بورژوازى در هر حركت و اعتراض‏ كارگرى مى بيندو لرزه‌ى آن را بر سيستمش‏ احساس‏ مى كند

 

گرچه به طور طبيعى دشمنان آزادى، كمونيسم، رهائى انسان و طبقه‌ى كارگر از مرگ رهبران كمونيست خوشحال مى شوند، اما انسانهاى بزرگ و فرزانگانى چون ماركس‏، لنين  و منصور حكمت كه عصاره‌ى تفكر، مبارزه، آزاديخواهى، برابرى طلبى  و انسانيت زمان خود هستند براى هميشه جاودانه خواهند ماند.

آيا ماركس‏ و لنين مُرده‌اند؟

درست است كه ادامه‌ حيات انسانى به نام ماركس‏ در تاريخ مشخصى به پايان رسيد و به مفهوم فيزيكى ديگر شخص‏ ماركس‏ در ميان ما حضور ندارد ولى آيا چاپ و پخش‏ ميليونها نسخه از مانيفست كمونيست در سراسر جهان ادامه‌ حضور ماركس‏ در ميان ما نيست؟

اينكه كاپيتال بزرگترين كتاب قرن نوزدهم  شناخته شده  و خود ماركس‏ به مرد هزاره تمدن بشرى ملقب مى شود،  دليل حضور ماركس‏ نيست؟ اينكه ايدئولوژى آلمانى هنوز دست به دست در ميان مشتاقان آزادى و دوستداران طبقه‌ى كارگر مى چرخد دليل حضور ماركس‏ نيست؟ و به همين ترتيب 18 برومر و....

ماركس‏ را حتى بورژوازى ومتفكرين اين سيستم غير انسانى نمى توانند ناديده بگيرند و مرگ و نابوديش‏ را اعلام كنند و شبح ماركس‏ را هر روز بورژوازى در هر حركت و اعتراض‏ كارگرى مى بيندو لرزه‌ى آن را بر سيستمش‏ احساس‏ مى كند

گرچه به طور طبيعى دشمنان آزادى، كمونيسم، رهائى انسان و طبقه‌ى كارگر از مرگ رهبران كمونيست خوشحال مى شوند، اما انسانهاى بزرگ و فرزانگانى چون ماركس‏، لنين  و منصور حكمت كه عصاره‌ى تفكر، مبارزه، آزاديخواهى، برابرى طلبى  و انسانيت زمان خود هستند براى هميشه جاودانه خواهند ماند.

آيا ماركس‏ و لنين مُرده‌اند؟

درست است كه ادامه‌ حيات انسانى به نام ماركس‏ در تاريخ مشخصى به پايان رسيد و به مفهوم فيزيكى ديگر شخص‏ ماركس‏ در ميان ما حضور ندارد ولى آيا چاپ و پخش‏ ميليونها نسخه از مانيفست كمونيست در سراسر جهان ادامه‌ حضور ماركس‏ در ميان ما نيست؟

اينكه كاپيتال بزرگترين كتاب قرن نوزدهم  شناخته شده  و خود ماركس‏ به مرد هزاره تمدن بشرى ملقب مى شود،  دليل حضور ماركس‏ نيست؟ اينكه ايدئولوژى آلمانى هنوز دست به دست در ميان مشتاقان آزادى و دوستداران طبقه‌ى كارگر مى چرخد دليل حضور ماركس‏ نيست؟ و به همين ترتيب 18 برومر و....

ماركس‏ را حتى بورژوازى ومتفكرين اين سيستم غير انسانى نمى توانند ناديده بگيرند و مرگ و نابوديش‏ را اعلام كنند و شبح ماركس‏ را هر روز بورژوازى در هر حركت و اعتراض‏ كارگرى مى بيندو لرزه‌ى آن را بر سيستمش‏ احساس‏ مى كند

 

گرچه به طور طبيعى دشمنان آزادى، كمونيسم، رهائى انسان و طبقه‌ى كارگر از مرگ رهبران كمونيست خوشحال مى شوند، اما انسانهاى بزرگ و فرزانگانى چون ماركس‏، لنين  و منصور حكمت كه عصاره‌ى تفكر، مبارزه، آزاديخواهى، برابرى طلبى  و انسانيت زمان خود هستند براى هميشه جاودانه خواهند ماند.

آيا ماركس‏ و لنين مُرده‌اند؟

درست است كه ادامه‌ حيات انسانى به نام ماركس‏ در تاريخ مشخصى به پايان رسيد و به مفهوم فيزيكى ديگر شخص‏ ماركس‏ در ميان ما حضور ندارد ولى آيا چاپ و پخش‏ ميليونها نسخه از مانيفست كمونيست در سراسر جهان ادامه‌ حضور ماركس‏ در ميان ما نيست؟

اينكه كاپيتال بزرگترين كتاب قرن نوزدهم  شناخته شده  و خود ماركس‏ به مرد هزاره تمدن بشرى ملقب مى شود،  دليل حضور ماركس‏ نيست؟ اينكه ايدئولوژى آلمانى هنوز دست به دست در ميان مشتاقان آزادى و دوستداران طبقه‌ى كارگر مى چرخد دليل حضور ماركس‏ نيست؟ و به همين ترتيب 18 برومر و....

ماركس‏ را حتى بورژوازى ومتفكرين اين سيستم غير انسانى نمى توانند ناديده بگيرند و مرگ و نابوديش‏ را اعلام كنند و شبح ماركس‏ را هر روز بورژوازى در هر حركت و اعتراض‏ كارگرى مى بيندو لرزه‌ى آن را بر سيستمش‏ احساس‏ مى كند