دانشسراى تربيت معلم و مجاهد شدن مهدی
مهدی براى فراموشى عشقش به دانشسراى تربيت معلم در شهرى ديگر رفته است. سالهاست كه ورزش مى كند و در بوكس و پرورش اندام مقام هم آورده است ولى حالا ديگر بد جورى خود را به ورزش سرگرم كرده. در دانشسراى تربيت معلم بچه ها او را هركول صدا مى كنند.
مهدی پس از مطالعه كتابهاى پسر كدخدا و تأثير چند دوست نزديك كمكم از انجمن حجتيه به شريعتى روى آورده و اينك به شكلى هوادار مجاهدين شده است. ولى هنوز ارتباطى تشكيلاتى با آنها ندارد. داستان "از حجتيه تا كمونيست كارگرى" او را در همين سايت "چرا مسلمان نيستم مى توانيد مطالعه كنيد.
مهدی ديگر از فعالين جنبش ضد رژيم شاه است و پس از يكى دو مورد دستگيرى در زندان با مجاهدين ارتباط گرفته و از فعالين آنها پس از انقلاب مى شود.
در سالهاى انقلاب مهدی معلم است و در روستا با كودكان دانش آ؟موزش كتابهاى تازه چاپ شده در مورد ادبيات كودكان را با دانش آموزانش با هم مى خوانند. خورجين موتورش هميشه پر از كتاب و نشريه است. و از اين روستا به آن يكى مى رود. به معلمها كتاب مى دهد. مسئول بخش فرهنگى مجاهدين در استان است. از يك طرف مهدی سخت تشنه عدالت اجتماعى و جامعه اى عارى از استثمار است و از طرفى در ايدئولوژى مجاهد پاسخى به مسائل علمى و فلسفى خود نمى يابد. او كتابهاى تبيين جهان مجاهدين را كه سخنرانيهاى مسعود رجوى در دانشگاه صنعتى شريف است و در آن زمان در تشكيلات مجاهدين تدريس مى شود را چندين بار مطالعه كرده و حالا به تدريس آنها در درون مجاهدين مشغول است. ولى هرچه بيشتر به مطالعه آنها مى پردازد از نظر فلسفى بيشتر از آنها فاصله مى گيرد. اينكه ديالكتيك را آنها ظاهرا پذيرفته اند ولى خدايى هم در بالاى آن گذاشته اند برايش قابل هضم و قابل قبول نيست.
ارتباط با فدائيان اقليت
مهدی حدود سه ماه با يكى از مسئولين ايدئولوژيك مجاهدين شبها تا نيمه شب بحث و صحبت و جدل دارند و در پايان دوست مجاهد او را به مطالعه تبيين جهان حواله مى دهد. مهدی كه خود تبيين جهان را بارها خوانده و مدتى هم تدريس كرده جوابى قانع كننده پيدا نمى كند. ماههاى سخت بحران ايدئولوژيك را مهدی پشت سر مى گذارد. و حسين راهنماى خوبى در اين مدت براى اوست.
مهدی كمكم شروع به مطالعه كتابهاى ماركسيستى و بويژه جلد سفيد آن زمان جلو دانشگاه مى كند. پاسخ بخشى از سئوالاتش را در آنها مى يابد. و كمكم توسط يكى از دوستانش با جريان اقليت ارتباط مى گيرد.
در اواخر سال ٦٠ است كه تلويزيون رژيم عكس او را به عنوان منافق فرارى نشان مى دهد در صورتيكه مهدی ديگر با مجاهدين ارتباطى ندارد. و با جريان فدائيان اقليت همكارى دارد.