سردبير شهروند در پال تاک
گزارشى از: بابک يزدى
روز جمعه ساعت ٣ بعدازظهر آقاى حسن زرهى سردبير روزنامهى دوخردادى شهروند در پالتاک صحبت داشت.
صحبت او تقريبا ٥ دقيقه هم طول نکشيد که به معرفى خود و شهروند انجام گرفت.
بلافاصله يکى از رفقا (فرامرز شيراوند روى خط رفت و مطرح کرد که شما در معرفى خودتان در مورد فعاليت ادبى اشاره کرديد ولى در مورد فعاليت سياسى خود کامل نگفتيد. و آن اينکه شما همکارى با حزب توده و اکثريت مى کرديد و مىکنيدصحبتى نشد.
بعد هم در مورد دو خردادى بودن نشريه و خط حاکم برآن و افشاى آن توسط هادى خرسندى و اينکه شما (يعنى زرهى) در تظاهراتى که به حمايت دانشجويان در ايران در تورنتو شکل گرفت شما از شعار مرگ بر جمهورى اسلامى جلوگيرى مىکرديد.
سپس بيستون از ونکور روى خط رفت و قسمت ديگرى از سياست شهروند را افشا کرد.
دوباره لنين ٢٥٣ يکى ديگر از رفقا در مورد اينکه شما چه فرقى با نشريات داخلى داريد و چرا در داخل نشريهتان را چاپ نمى کنيد شما که مخالفتى با رژيم نداريد و بعضى از نشريات داخلى از نشريه شما راديکالترند؟
آقائى روى خط آمد و از ساخت و پاخت شهروند و ارض طاهرى صحبت کرد.
يکى از جوانان باشگاه وارسته آمد و گفت به دليل اختلاف شما با شخص وارسته اطلاعات ورزشى کانادا را شما سانسور مىکنيد.
يکى از رفقاى ديگر مطرح کرد که چندين مقاله فرستاده و چاپ نشده است.
خلاصه در تمام ٢ ساعت و نيم که ايشان در پال تاک بود فقط يک خانم مطرح کرد که من هم زياد موافق شهروند نيستم ولى چيزهاى مثبتى هم در اين نشريه يافت مى شود و نبايد صد در صد آن را محکوم کرد.
آقاى زرهى هرگز خود را اين چنين در مقابل اعضاى حزب و مخالفين نديده بود. و عقب نشينى کرده بود و مىگفت در صفحهى احزاب شهروند ما بيشترين آگهى ها ار از حزب کمونيست کارگرى داريم. ما با خانم ثريا شهابى مصاحبه کرهايم ما... و بازهم هميشه بيشترين گلايه و شکايت را از آنها داريم. و مطرح کرد که ما مقالات، شعرها و ... را بررسى مىکنيم و اگر چيزى به نام مقاله آمده باشد و مقاله نباشد و يا چيزى به نام شعر آمده باشد و شعر نباشد را چاپ نمىکنيم و اين دليلى نيست که ما با آن موضع سياسى داشته و يا مخالفيم و سانسور مىکنيم.
در يک مورد هم ايشان به شهامت و شجاعت آقاى گنجى پرداخت و اينکه ايشان براى آزادى او زياد تلاش کرده و مىکند.
من مطرح کردم که همانطور که دو خرداديها ظاهرا از جناح ديگر رژيم بهتر هستند يعنى آنها مىخواهند در زندان شکنجه، اعدام و سنگسار کنند ولى جناح مرتجع تر رژيم مى خواهد بطور عريان و در انظار عموم. طبيعتا از نشرياتى که از طريق آگهى در تورنتو امرار معاش مىکنند ممکن است شهروند بهتر از ديگرى باشد. و اينکه شما اطلاعيههاى حزب را بعضا چاپ مىکنيد چون بيشترين حجم اطلاعيه ها را اين حزب دارد. ولى شما بشترين توهين ها و اتهام ها را برعليه حزب چاپ مىکنيد و جوابهايى که حزب مى دهد را چاپ نمى کنيد و من چندين نمونه را به او ياد ورى کردم.
بطور نمونه گفتم که چندين مقاله را از خود من چاپ کردهايد بطور نمونه «يادداشتهاى سفر به کوبا» بيش از ٣٠ صفحه، نکاتى در مورد سخت افزار کامپيوتر بيش از ٥٠ صفحه و گزارشهاى متعدد ديگرى. که برخوردى با شهروند و مواضع آن نداشته.
ولى تعداد زيادى هم گزارش و يا مقاله و نوشته فرستادهام که چاپ نشده که دقيقا دليل سياسى داشته و نه چيز ديگر.
بطور نمونه پس از واقعهى برلين مقالهاى در شهروند به قلم جواد طالعى(مسئول اروپائى شهروند) چاپ شد که در آن ١٤ مورد مخالفين کنفرانس و تظاهرات کنندگان را اخلالگر خطاب کرده بود. که حتى مدياى بورژوازى چون بىبىسى، و سىانان و ... آن را مخالفين و يا حزب کمونيست کارگرى ناميدند ولى شهروند آنها را اخلالگران خطاب کرد و خود را در کنار رژيم قرار داد. شما مىتوانستيد مخالف تظاهر کنندگان باشيد وليشما با رژيم همسو شديد. مثل اين است که شما هم مجاهدين را منافقين بناميد.
ده ها حرکت و برنامه و اعتراض تظاهرات در همين شهر اتفاق افتاده که مدياى کانادا به آن اشاره کرده و نشان دادهاند ولى شما اشاره نکردهايد.
بطور نمونه در صدمين سال تولد خمينى يکى از بزرگترين تظاهرات و حرکت اعتراضى در جلو محل برگزارسد و خبرنگار شهروند نيز در محل حضور داشت و حتى اشارهاى به معترضين نکرد.
دهها نمونه تظاهرات در جلوى سفارت رژيم در اتاوا و يا تظاهرات مخالفين در جلو سفارت آمريکا در دفاع از موميا ابو جمال و ...
آقاى زرهى چون جوابى نداشت و حسابى افشا شده بود گفت متأسفانه من صداى ايشان را خوب نشنيد يعنى صداى مرا. مبصر اتاق جريان برلين و واژهى اخلالگر را دوباره بازگو کرد. و ايشان با کمال پر روئى مطرح کرد که من يادم نمىآيد چنين چيزى را و اگر هم بوده آقاى طالعى منظورى نداشته. ايشان ٦٠٠ صفحه در مورد برلين نوشته و شما فقط اين واژه را به يادتان مانده.
من دوباره روى خط رفتم و گفتم من راجع به کتاب ايشان صحبت نمىکنم من راجع به مقالهاى که روز بعد از کنفرانس برلين در شهروند چاپ شد و در يک مقاله دو صفحهاى دقيقا ١٤ بار واژهى اخلالگر بکار رفته بود صحبت مىکنم. و دقيقا در جواب آن مقاله هم محسن ابراهيمى و جليل بهروزى و خود من نوشتيم و شما هيچ کدام را چاپ نکرديد و اينکه شما مىگوئيد يادتان نمىآيد کاملا کم لطفى مىفرمائيد.
در مورد آقاى گنجى هم اشاره کردم که از اينکه بايد از آزادى همهى زندانيان سياسى از جمله آقاى گنجى دفاع کرد يک بحث است، و اينکه ايشان از فرماندهان سپاه و اطلاعات رژيم بوده و بايد افشا شده و جواب بدهد بحثى ديگر.
آقاى زرهى که عرصه را تنگ ديده بود گفت متأسفانه من بايد بروم و اميدوارم در دفعهى بعد بتوانيم بيشتر صحبت کنيم.