نامه خوانندگان

 

گزارشي از سخنراني مهر انگيز كار در درانشگاه تورنتو

 

بابك يزدي ـ تورنتو

babakyazdi@yahoo.com

 

روز شنبه 29 جون از طرف هفته نامه‌ى شهروند و انجمن قلم كانادا جلسه‌اى با حضور مهرانگيز كار در دانشگاه تورنتو برگزار گرديد، كه سالن 250 نفرى دانشگاه كاملا پر بود و از تيپهاى مختلف از هر قشر و گروه و طرز تفكرى در آن شركت كرده بودند.

ابتدا محمد تاج دولتى كه مجرى برنامه بود از رضا براهنى خواست تا خانم مهرانگيزكار را معرفى كند. آقاى براهنى پس‏ از معرفى به تاريخچه‌اى از زندگى، تلاش‏ و فعاليتهاى خانم كار  در دو رژيم سلطنتى و اسلامى در مورد مبارزه براى حقوق زنان و كودكان و آثارى كه ايشان در اين مورد نوشته اشاره كرد و بعد دو اطلاعيه‌ى مشتركى را كه اين دو نويسنده با هم (يكى در مورد كمك به زلزله زدگان اخير و ديگرى در مورد آزادى بى حصر و استثناء) نوشته بودند را خواندند.

عنوان سخنرانى «وضعيت مطبوعات در ايران» بود ولى بيش‏ از نيم ساعت اول سخنرانى را خانم كار به مسئله‌ى زنان و مشكلات آنها در جمهورى اسلامى اختصاص‏ داد و اشاره كرد كه دو جناح در دولت اسلامى عليرغم اختلافاتشان، وقتى به مسئله‌ى زنان مى رسند "تفكر زن ستيز در هر دو جناح به يكسان وجود دارد". زنان زندانى سياسى مشكلاتشان چند برابر زندانيان سياسى مرد است و حالت زندان در زندان  در زندان را دارند. از اجبار در پوشيدن مانتو، مقنعه و چادر سياه  و كلفت در تابستان گرم در ساعتهاى متوالى گرفته،  تا تحقير و توهين هاى ديگر.   ايشان موردى را از تجربه خويش بيان كرد و گفت، يك بار پس‏  از اينكه در زندان بيش‏ از 7 ساعت با چشم بند منتظر بازجوئى بوده  يك دفعه از زير چشم بند متوجه مى شود كه فردى كه قرار بوده او را براى بازجوئى ببرد دارد جورابش‏ را در مى‌آورد و مهرانگيز كار را ترس‏ برداشته كه طرف چه قصدى  دارد، و بعد از چند لحظه نگرانى اش‏ تمام مى شود چون يك سر جوراب چرك و بوي گَندويش را پاسدار به دست ايشان مى دهد و سر ديگرش‏ را خودش‏ مى گيرد و مهرانگيز را به دنبال خودش‏ به اتاق بازجوئى مى برد تا نجس‏ نشود!! و به شوخى  گفت من با اينكه صدها مرتبه پس‏ از آن دستم را با آب و صابون شسته‌ام هنوز بوى گند و چرك آن جوراب را احساس مى كنم.

سپس‏ خانم كار به  وضعيت مطبوعات  در جمهورى اسلامى با جزئيات آن پرداخت و گزارش‏ كاملى از مشكلات روزنامه‌نگاران درون كشور ارائه داد و در پايان اشاره كرد اين تازه مشكلات ماهايى  كه در درون ايران مى خواهيم در چارچوب قانون كار كنيم است، و حتى بخشى از خود دو خرداديها و يك جناح رژيم،  حالا شما حدس‏ بزنيد كه با براندازها چه مى كنند.

مهرانگيز كار در قسمتى از صحبتش‏ به اين مسئله اشاره كرد كه جنبش‏ اصلاحات بخشاّ دولتى  و بخشا از مردم بود و من هر دو را مثبت ارزيابى مى كنم چون به هر دليلى كه بود روزنه اى پيدا شد تا ما بتوانيم بخشى از حرفهايمان را بزنيم. اما در حال حاضر مردم از خاتمى و اصلاحات دولتى  عبور كرده و خواهان يك حكومت سكولار هستند. اصلاح طلبان دولتى هم يك بخش‏ به اين نتيجه رسيده اند كه بايد سكوت كرد و براى حفظ رژيم با جناح ديگر سازش‏ كنند و بخشى از آنها نيز معتقدند حتى به قيمت تغيير رژيم بايد به اصلاحات ادامه داد.

ايشان در مورد زندانيان كنونى، بيشتر واژه‌ى زندانيان مطبوعاتى و سياسى را به كار مى برد. در ضمن خيلى به مردم اميدوار بود و مى گفت مردم ايران خيلى آگاه،  سياسى و هوشيار هستند و راهكار خود را پيدا خواهند كرد و معتقد بود آينده‌ى ايران با گذشته كاملا فرق مى كند و باز تأكيد داشت كه مردم به دنبال رژيمى لائيك هستند.

***

 قسمت دوم برنامه پرسش‏ و پاسخ )يا گفت و شنيد) بود كه دو نوبت به 6 نفر (در مجموع به 12 نفر) از جمله من وقت رسيد تا نظرات و يا سئوالاتمان را مطرح كنيم.

يكى از حضار  مطرح كرد كه من آثار شما را خوانده و معتقدم شما به قانونمندى و تدريجى گرائى معتقديد و در مقابل و مخالف شما ماركسيستها هستند كه هميشه ادعاى حمايت از زنان را دارند و به انقلاب و قهر معتقدند و... و اين تضاد را شما چگونه مى بينيد و اگر درست است چگونه حل مى‌كنيد و آيا اين برداشت درست است؟

خانم كار در پاسخ اشاره كرد كه ما در ايران مشكلات را از نزديك مى بينيم و لمس‏ مى كنيم و روز به روز با آن درگيريم و هر چه همين امروز هم از دستمان برآيد انجام مى دهيم و آن را به فردا نمى گذاريم و شما هم آثار مرا خوب نخوانده و خوب نفهميده ايد واينها نظرات شماست و نه من و من نيز براى خودم ايده‌آلهايى دارم!

خانمى سئوال كرد كه اصلاحات دينى كه شما به آن معتقديد ديگر چه صيغه اى است كه ايشان گفت: من به هيچ وجه نگفتم به اصلاحات دينى معتقدم. من سكولار هستم و به حكومت سكولار معتقدم اما در شرايط حاضر اصلاحات دينى را براى مذهبيون راهكارى مثبت مى دانم.

جوانى از جنبش‏ چپ و ماركسيستها در ايران سئوال كرد واينكه چرا اين دست اندركاران مطبوعات كه دستگير شده اند از اين جنبش‏ چپ و ماركسيستى چيزى ننوشته‌اند؟ و ايشان جواب داد وقتى كه با مطبوعاتى هاى دوخردادى  و حتى بخشى از رژيم چنين مى كنند شما انتظار دارى كسى بيايد و از جنبش‏ كمونيستى و ماركسيسم در مطبوعات ايران بنويسد؟

فردى سئوال كرد كه آيا جنبش‏ اصلاحات ساخته‌ى خود رژيم بوده و يا از مردم برخاسته است؟ كه ايشان گفت «به نظر من مى تواند هردوى اينها باشد ولى ما از آن استقبال كرده و استفاده‌ى خودمان را كرديم».

يكى ديگر از حضار نظرش‏ اين بود كه در ايران بايد انقلاب حقوقى شكل بگيرد.

من نيز در صحبتم، ضمن خسته نباشيد و قدردانى از تلاشها و فعاليتهاى او و امثال ايشان در مورد كسب حقوق بيشتر زنان، و آرزوى آزادى همه‌ى زندانيان سياسى از جمله همسرشان (سيامك پورزند) به اين مسئله پرداختم كه، من هم مثل شما فكر مى كنم آينده ايران با گذشته فرق خواهد كرد و خيلى هم فرق خواهد كرد، و آينده‌اى كه من انتظارش‏ دارم و برايش‏ تلاش‏ مى كنم آينده اى است كه در آن آثارى  از زندان، شكنجه، اعدام، سنگسار و شلاق نباشد و در آن آزادى بى قيد و شرط سياسى، عقيده، بيان، تحزب، تشكل و... وجود داشته باشد و ديگر كسى را بخاطر عقيده‌اش‏ زندان نكنند و معتقدم چنين جامعه‌اى با رژيم اسلامى و هر نوع حكومت مذهبى در تضاد است. ولى آيا حكومت سكولارى كه شما ادعا داريد مردم ايران در حال حاضر به آن رسيده اند و شما هم برايش‏ تلاش‏ مى كنيد، مى تواند با حضور و بقاى رژيم اسلامى تحقق پيدا كند؟ (البته اگر معذوريت و يا محدوديتى برايتان نيست و مى توانيد و مايل به جواب هستيد به اين قسمت جواب بدهيد). سئوال ديگر من در مورد آخرين اطلاعاتى از همسرشان كه‏ در زندان هستند، بود.

ايشان در جواب گفت من محدوديتى احساس‏ نمى كنم، چون گويا من هم به شما ملحق شده‌ام، كه من در اينجا به ايشان خوش‏ آمد گفته و همه‌ى حضار برايش‏ كف زدند.

خانم كار در قسمتي از پاسخش به من اشاره كرد كه شما اگر فيلم كنفرانس‏ برلين را كامل ديده باشيد من در آنجا هم اشاره كرده‌ام كه قانون اساسى جمهورى اسلامى نيز مى بايد تغيير يابد. ايشان در بخشى ديگر از صحبتهايش‏ اشاره كرد كه كنفرانس‏ برلين و لخت شدن آن آقا و خانم هم بهانه‌اى بيش‏ نبود و 90 درصد سئوالاتى كه از ما كردند بيشتر در مورد نوشته هاى من در مطبوعات داخل و حتى مقاله‌اى كه من در 24 سالگى در مورد آزادى پوشش‏ زنان در زمان شاه در مورد مينى ژوپ نوشته بودم بود!

من اشاره كردم كه من تا كنون بيش‏ از 100نسخه از فيلم كنفرانس‏ برلين را تكثير و پخش‏ كرده و باز هم هر كس‏ مى خواهد مى تواند به من مراجعه كند، كه در پايان برنامه تعدادى نزد من آمدند و آدرس‏ گرفتند تا فيلم را برايشان تهيه كنم.

به نظر من اين يكى از جلسات خوب تا كنونى در دانشگاه و شهر تورنتو بود و بايد به خانم مهرانگيز كار تبريك گفته و ورودش‏ را به جمع مان دوباره خوش‏ آمد بگوئيم.