مضحکهى انتخاباتى رژيم
از: بابک يزدى
رژيم اسلامى روز ٨ جون را روز انتخابات رياست جمهورى خود اعلام کرده است.
اکثر نيروهاى سياسى (از بعضى انجمنهاى اسلامى دانشگاههاگرفته تا نيروهاى چپ و راديکال) به تحريم انتخابات فراخوان دادهاند. حزب کمونيست کارگرى اما به افشاء و برهم زدن اين مضحکهاى که نام آن را رژيم و مزدورانش انتخابات گذاشتهاند در داخل و خارج فراخوان داده است.
محدودى از مرتجعين و مزدوران داخلى و خارجى رژيم اما براى نجات اسلام و حکومت شکنجه، سنگسار، اعدام، زندان و بربريت به شرکت در اين مضحکه تلاش مى کنند.
رژيم اسلامى بالاخره از ٨١٤ نفر کانديدِ پست رياست جمهورى که همگى مسلمان، شيعه، متعهدبه ولايت فقيه، حافظ رژيم اسلامى و قانون اساسى آن بودند فقط صلاحيت ١٠ نفر از مرتجعترين آنها را تأئيد کرد. جالب است که در بين کسانى که صلاحيت آنها رد شده است مزدورانى چون رجائى خراسانى نمايندهى دائم رژيم اسلامى در سازمان ملل نيز مى باشد. در ميان تأئيد شدگان جانيان و مرتجعينى چون على فلاحيان، تا خاتمى حضور دارند و مردم ايران ظاهرا بايد بين اين ده مرتجع يکى را به عنوان رئيس جمهور رژيم براى چهار سال انتخاب کنند.
بد نيست نيم نگاهى به پديدهى انتخاب و انتخابات در رژيم اسلامى داشته باشيم.
بيش از بيست و سه سال از عمر ننگين رژيم اسلامى گذشته و در اين سالها مردم از انتخاب سادهترين و ابتدائى ترين مسائل خصوصى و عمومى خود محروم بودهاند.
بطور مثال زنان (يعنى نصف جمعيت کشور) اجازهى انتخاب پوشش خود را نداشته و مجبور به بر سر داشتن حجاب اجبارى اين سمبل بردگى زنان در کشور هستند. جوانان از انتخاب نوع لباس، موسيقى، رقص، شادى، آواز و تفريح محرومند. کارگران از حق انتخاب نماينده، شورا، سنديکا، و تحزب و تشکل محرومند. حتى انتخاب لباس، غذا، مذهب و جنس مخالف که از ابتدائى ترين حقوق جوامع بدوى و اوليه است، مردم در جمهورى اسلامى از آن محرومند.
اين رژيم بيش از دو دهه دهها هزار از بهترين و آگاهترين فرزندان مردم را به جوخهى اعدام سپرده، و شکنجه، زندان و سنگسار از ماهيت اين رژيم است. اين رژيم تا کنون بيش از سى و چند مرتبه در سازمان ملل و ارگانهاى بين المللى به دليل زير پا گذاشتن حقوق اوليهى انسانها محکوم شده است. رژيمى که به عنوان يکى از وحشى ترين و ارتجاعىترين رژيمهاى قرون ٢٠ و ٢١ شناخته شده است.
اين رژيم و مزدورانش اينک مضحکهاى به نام انتخابات راه انداخته اند.
آيا مى شود نام اين مضحکه را انتخابات گذاشت؟
اصولا اگر رژيمى براى مردم و جريانات سياسى کشورى قابل قبول باشد ولى انتخاباتى که برگزار مى کند به شيوهاى دموکراتيک نباشد و يا اين بخش از اقدام آن رژيم مورد قبول آن دسته از مردم نباشد، اين بخش از حرکت آن رژيم را تحريم مىکنند. مفهوم آن اين است که رژيم در کليت آن را به رسميت مى شناسند ولى انتخابات آن که مورد قبول آنها نيست را تحريم مى کنند.
اما وقتى رژيمى از اساس، غاصب، تجاوزگر، و مورد قبول حتى ده درصد از مردم کشورش نباشد و نه تنها انتخاباتش بلکه کليت آن را مردم نخواهند، آن رژيم فراتر از تحريم بوده و بايد افشاء و سرنگون شود. به قول کورش مدرسى «دعاى کميل و شام غريبان را کسى تحريم نمىکند بلکه افشاء مىکند».
خاتمى کيست و کانديد چه کسانى مى باشد؟
خاتمى کانديد دو جريان و کليت نظام است که پس از صدهابار استخاره و مشورت و مجوز از خامنهاى خودش را کانديد دو جناح نظام (نه تنها دوخرداد) براى حفظ نظام کرده است. يادمان نرود که خاتمى يکى از ده نفرى است که صلاحيت آنها براى حفظ نظام و پست رياست جمهورى نظام تأئيد شده و از صافى نظام و شوراى نگهبان عبور کرده است. در صورتيکه خيلى از مزدوران سابق و فعلى رژيم از صافى شوراى نگهبان نتوانستهاند عبور کنند!.
چرا صلاحيت خاتمى تأئيد شده است؟
خاتمى تا کنون دهها بار تعهد و سرسپردگى خود را به خامنهاى و ولايت فقيه تأکيد و تأئيد کرده است.
خاتمى جلاد اوين را که منفورترين شخص رژيم جمهورى اسلامى پس از خمينى بود شهيد اسلام خوانده است.
خاتمى کسى است که دو جناح رژيم شديدا به او براى حفظ خود احتياج دارند.
خاتمى خواستار حکومت اسلامى و جامعهى مدنىِ اسلامى مىباشد.
خاتمى کسانى را که حتى از درون رژيم خواستار اصلاح و يا تغيير قانون اساسى هستند را دشمن خطاب کرده است.
خاتمى ...
چه کسانى مردم را به اين مضحکه فرامىخوانند؟مزدوران ريز و درشت رژيم از گلههاى عربده کش و چماق به دست حزبالله در داخل، تا مرتجعين تودهاى اکثريتى در خارج از کشور. به کلامى ديگر همهى کسانيکه با رفتن رژيم اسلامى آنها هم نه تنها رفتنى هستند بلکه صدها شاکى خصوصى دارند فراخوان انتخابات مىدهند. کسانيکه هميشه در طول حيات رژيم با ذرهبين به دنبال آخوند مترقى مىگشتهاند. زمانى هم که آن آخوندمرتجع (ببخشيد به زعم آنها مترقى) با جفتکى آنها را از بارگاه خود رانده، دوباره آخوند ديگرى را علم کردهاند. زمانى خمينى را ضد امپرياليست و مترقى مى دانستند. سپس کانديد رياست جمهورى آنها در انتخابات رياست جمهورى آن زمان شخص خامنهاى بود. پس از آن هاشمى رفسنجانى سردار سازندگى آنها شد. اوج شادى آنها زمانى بود که خاتمى را به عنوان رهبر اصلاحات معرفى کردند. گوياهنر اين جماعت خاک در چشم مردم و هوادارانشان ريختن بوده و هست.
اينک که در اوج رياست جمهورى جناب خاتمى قتل هاى زنجيرهاى اتفاق مى افتد. رهبر اصلاحات آنها با اطلاع دقيق در اين موارد خفقان گرفته و با کانديد سالهاى قبل آنها (يعنى خامنهاى) سازش کرده است. و عامران و عاملان قتل ها آزاد و يا دوباره زندان ٥٩ سپاه را بازسازى کرده و به تواب سازى و اقرارگيرى خيل ناراضيان (از جمله رفقاى سابق خود مشغولند) و آنها را به همان بلائى دچار مىکنند که قبلا فرج سرکوهىها را دچار کرده اند. اينک در لواى رياست جمهورى جناب خاتمى حتى به على افشاريها و يدالله سحابيها که نه خواهان سرنگونى رژيم بلکه خواهان اصلاحات آن هستند نيز رحم نمى شود. تازه اين بلايى است که به سر خوديها و طرفداران نظام و حتى دوستان خود آقاى خاتمى مىآورند، واى به حال مخالفان رژيم، کمونيستها و سرنگونى طلبان!
تودهاى اکثريتىها اگر يک روز هم به عمر رژيم باقى مانده باشد آنها مأموريت دارند تا براى حفظ آن تلاش کنند. چه آنها که در وزارت اطلاعات رژيم مشغول بوده و هستندو چه آنهايى که تحت نام راه توده در داخل و چه آنهايى که فرارى و آوره در خارج از ايران بسر مىبرند. همهى آنها براى حفظ بيضهى اسلام به هر ترفندى متوسل شده و خواهند شد!. آنها دههابار فقط در استخاره کردن به خاتمى جهت کانديد شدنش کمک کردهاند.
چه کسانى مضحکهى انتخاباتى رژيم را تحريم کردهاند؟
بيش از نود درصد از نيروهاى جامعه چه در داخل و چه در خارج از کشوراز مردم خواستهاند که در اين مضحکه شرکت نکنند. برخى مردم را به بيرون نيامدن از منزل در روز انتخابات دعوت کردهاند. برخى از مردم خواستهاند که در و ديوارها پر از شعار «نه» کنند به مفهوم نه به کليت رژيم اسلامى. حزب کمونيست کارگرى ايران اما اعلام کرده است که اين مضحکهى انتخاباتى را چه در داخل و چه در خارج از کشور در حد توان خود افشاء کرده و صندوقهاى انتخاباتى رژيم را به هم خواهد ريخت.
حزب کمونيست کارگرى در تمامى کشورهاى اروپائى و هم چنين آمريکا و کانادا در روز انتخابات يعنى هشت جون در محل صندوق انتخابات رژيم تظاهرات اعلام کرده و به افشاى اين مضحکه خواهد پرداخت. حزب کمونيست کارگرى ايران از همهى نيروهاى مبارز و مخالف رژيم اسلامى دعوت کرده تا در اين آکسيون اعتراضى شرکت کرده و هرچه بيشتر به افشاى اين رژيم قرون وسطائى بپردازند.
راه کارگر و انتخاباتبد نيست نيم نگاهى هم به وضع راه کارگر و موضع آن راجع به انتخابات داشته باشيم. اين جريان ظاهرا جزو تحريم کنندگان انتخابات است ولى دو مشخصهى برجسته در اطلاعيهى آن راجع به انتخابات برجسته است. اول اينکه مى گويد«انتخابات نه، رفراندوم آرى». توهم و خوش خيالى راه کارگر از يک طرف و نزديک شدن هرچه بيشتر اخير آن به اکثريت و حزب توده (شايد هم نشستها و توافقهاى علنى و پشت پردهى اخير آنها)، راه کارگر را به اين نتيجه رسانده که جمهورى اسلامى مىتواند براى بقاء و سرنگونى خود رفراندوم بگذارد! و در جمهورى اسلامى هم رفراندومى براى اينکه جمهورى اسلامى برود يا بماند امکان دارد!. يا اينکه مردم اين رژيم را مى خواهند يانه را مى شود به رفراندوم گذاشت!. رفراندومى براى حکومت مردمى و آزاد و برابر از يک طرف و جمهورى اسلامى در طرفى ديگر؟ بايد به راه کارگر يادآورى کرد که خمينى حتى در اوج محبوبيت ميليونى خود که مدعى بود ٩٨درصد مردم به او رأى دادهاند هم، حاضر به رفراندوم انتخابات نشد. يعنى حتى به پيشنهاد بازرگان هم گوش نداد و حرف او اين بود که «جمهورى اسلامى نه يک کلمه کمتر نه يک کلمه بيشتر» حتى به انواع جمهورىهاى اسلامى که نهضت آزادى و مجاهدين در اول انقلاب مطرح مىکردند نيز تن نداد. حالا آيا خوش خيالى نيست که زمانى که رژيم کمترين پايگاهى در مردم نداشته و خود رژيم مىداند کمتر از ده درصد مردم هم به آن رأى نمىدهند براى بقاى خود رفراندوم بگذارد؟
واما اگر منظور راه کارگر رفراندوم بين جناحهاى ارتجاعى و ارتجاعى تر رژيم يعنى از يک طرف چماق بدستان و از طرفى ديگر آخوندهايى که جامعهى مدنى اسلامى را طالبند (يا به ظم راه کارگر اصلاح طلبان و محافضهکاران) باشد. که در سالهاى گذشته چندين رفراندوم شده است. در حال حاضر هم مجلس، هم به اصطلاح شوراها و رياست جمهورى در دست به قول راه کارگر اصلاح طلبان است و هيچ غلطى هم نکردهاند. حتى لايحهى پيش نويس مطبوعات را به مجلس نبرده با حکم ولايتى خامنهاى پس گرفتند و خفه شدند. پس رفراندوم دوباره چه مفهومى داشته و چه مشکلى از چه کسى حل کرده، و چه گلى به سر چه کسى خواهد زد؟! مگر توهم پراکنى و عمر رژيم را درازتر کردن.
و اما دومين برجستگى در اطلاعيه راه کارگر اين است که مى گود «ديگر» اصلاح طلبان و يا انتخابات در مبارزه براى آزادى نقشى بازى نمىکنند! به زعم راه کارگر يعنى تا حالا نقش بازى مىکردهاند. گويا در سالهاى گذشته رياست جمهورى، دولت، و مجلس در دست اين به اصطلاح اصلاح طلبان نبوده است؟ و جنايات رژيم و زندان و شکنجه و اعتراف گرفتن و سنگسار در دستور کار رژيم نبوده؟ و راه کارگر تازه کشف کرده که «ديگر» آنها براى آزادى نقشى بازى نمىکنند!بايد يادآورى کنم که اين کمونيستها و آزاديخواهان بودند که عليرغم اينکه از هرگونه آزادى و اصلاحات دفاع کرده و مىکنند، کليت نظام اسلامى را سد راه آزادى و دموکراسى و اصلاحات مىدانسته و مىدانند و هيچ وقت مانند مرتجعين تودهاى اکثريتى خاک در چشم مردم نريخته و توهم ايجاد نکردند. چون توهم نداشتند. مرتجعين تودهاى، اکثريتى در طول حيات رژيم اسلامى هميشه به مزدورى، جاسوسى، و توجيه جنايات آن مشغول بوده و مىباشند. و اما توَهم پراکنى راه گارگر نسبت به دوخرداديها، منتظرى، خاتمى و ... اولا از توَهم خود راه کارگر و موضع بينابينى خود اين جريان مى باشد. ثانيا اين جريان جنبش سرنگونى طلبى مردم را ديده که صدها گام جلوتر از اين جريان مىرود تاريشهى اسلام و حکومت الله را در ايران به زير بکشد. از طرفى خود اين جريان با سرنگونى هنوز مسئله داشته و از سنتهاى توده اى، اکثريتى نمىتواند کاملا فاصله بگيرد که هيچ، روز به روز به آن بيشتر هم نزديک مىشود.
انتخابات رژيم مىتواندنه تنها تکليف رژيم را با مردم يکسره کند، بلکه نيروهاى سياسى را هم در جايگاه واقعى خود قرار دهد. آنهايى که براى سرنگونى کليت رژيم و روى کار آوردن حکومتى برمبناى آزادى، برابرى و شوراها تلاش مىکنند، در يک طرف و آنهايى که براى بقاى رژيم اسلامى و يا انواع ديگر سرمايهدارى با رنگ و روغنى ديگر تلاش مى کنند در سويى ديگر.
پيش بسوى سرنگونى کليت نظام سرمايه دارىِ اسلامى، و برقرارى آزادى، برابرى و حاکميت شوراها.