شهرام گرامی

به نظر می آد که ما زیاد هم با هم اختلاف نداریم

در مورد آن اطلاعیه من اصل اطلاعیه را برای شما هم می فرستم تا شما خود قضاوت کنید که نباید آن اطلاعیه را بدون مشورت با جریانات چپ و رادیکالی که آنها در بیانیه آورده اند چاپ می کردند

***

در مورد نامه شما من با قسمت پایانی و قرمز آن کاملا با شما توافق دارم.

 

نکته ی دیگر اینکه ما معتقد نیستیم که  فعلا باید  اختلافات را کنار گذاشت و متحد شد و خلاصه "بحث بعد از مرگ شاه" ما معتقدیم هرکس و هر جریان و حزب و سازمانی باید با شفافیت هرچه بیشتر حرفش را بزند و مردم هم ببینند و بشنوند و در نهایت  قضاوت و انتخاب کنند.

 

در جایی واژه ی "خمینی دجال" را به کار برده اید که در ادبیات مذهبی و بیشتر مجاهدین به کار می رود که من توافق ندارم و من اصلا به خر دجال و خمینی دجال و اینهااعتقادی ندارم و اگر بیشتر خواستید بدانید به مطلب "چرا مسلمان نیستم"  و مطالب از این قبیل از من  در سایت خودم می تونید مراجعه کنید.

http://www.babakyazdi.com/

 

http://www.babakyazdi.com/HTMLs/Chera-Mosalma.htm

 

در مورد دموکراسی هم راستش من دموکراسی را صد در صد بهتر از دیکتاتوری می دانم ولی خودم به دنبال آزادی و برابری هستم و خوشی و شادی و رفاه و آسایش مردم و نه دموکراسی

البته معتقدم اگر همین دموکراسی سه ماه در ایران باشه ما "حزب کمونیست کارگری" بزرگترین حزب سیاسی ایران خواهیم شد و طبیعی هست که چپهای دیگر هم به نسبت خودشان رشد خواهند کرد. علی العموم اگر دموکراسی در جهان سوم وجود داشته باشد چپها رشد می کنند. همانطور که در اوایل انقلاب که رژیم موفق نشده بود کاملا آزادیهای به دست آمده مردم را سرکوب کند چپها علی العموم و جنبش فدایی و سازمان فدایی بخصوص رشد کرد.این حکم تاریخی هست که در شرایط انقلابی که کمی دموکراسی هم باشد جامعه چپ خودش را بزرگ میکند و چپ رشد می کند. زمان مصدق حزب توده رشد می کند، اوایل انقلاب  فدایی و حالا نوبت ماست.

بهترین نوع دموکراسی را در هندوستان داریم که از مرتجعین مذهبی از خمینی بدتر تابه اصطلاح  کمونیستهای دو آتشه ای مانند اتحادیه کمونیستهای ما در پارلمانش هستند ولی هر روز صبح آمبولانس ها جنازه هایی را که از گرسنگی کنار خیایان مرده اند را جمع می کنند. در این دموکراسی ها هیچ یک از افراد زحمت کش و کارگر نمی توانند به پارلمان راه یابند و یا وزیر و وکیل و رئیس جمهور شوند. 

در ثانی همین دموکراسی نیم بندی که در غرب و در هندوستان هست فقط و فقط سوسیالیستها می توانند در جهان سوم بیاورند و نگه دارند.

شما در جهان سوم کشوری را سراغ ندارید که همین دموکراسی نیم بند باشد. راستش  این از بدی شاه و یا خمینی و صدام و ضیاالحق و پینوشه و... نیست، بلکه ضرورت بازتولید نظام سرمایه داری در جهان سوم هست.

 

هر کجا همین دموکراسی نیم بند درست شد بلافاصله چپ ها  و سوسیالیستها رشد کردند و بعد هم غرب کودتا کرد و به خاک و خونشان کشید. نمونه اش شیلی، پاکستان، مصدق و در نهایت خود خمینی و انقلاب   خودمان در 57 هست که در 30 خرداد 60 به خونش کشیدند.

در کشورهای آمریکای لاتین اگر می بینی که بعضا دموکراسی هست به همین دلیل هست که قدرت در درست سوسیالیستها و چپ گراهاست.

بنابر این در جهان سوم حکومت دموکراسی و آنهم از طریق احزاب بورژوایی، سرمایه داری، دموکرات و حقوق بشری شکل نگرفته و نخواهد گرفت.

همانطور که گفتم از بدی این اشخاص و یا احزاب  آنها نیست "دیکتاتوری ضرورت بازتولید تظام سرمایه داری در جهان سوم است" مگر اینکه سوسیالیستها بیایند و همین حقوق شهروندی و دموکراسی، و حقوق زن و حقوق  بشر که همه بورژوایی هم هست را پیاده کرده و بعد از آن هم فراتر روند.

 یک نکته از قبل خواهش می کنم شما هم مثل خیلی ها فورا شوروی و چین و کره شمالی را برای من مثال نیاور که ما (یعنی جنبش کمونیست کارگری) از اول منتقد آنها بوده و سرمایه داری دولتی را بر سرمایه داری بازار آزاد ترجیح نداده و تبلیغ و تشویق نکرده. این بحث را می شود با توده ایها و یا مائوئیستها کرد ولی با ما نه.

یک سئوال در آخر

اگر فردا در ایران به فرض حکومتی دموکرات هم سر کار بیاید "فرض محال" و دموکراسی مورد نظر شما حاصل شود، شما در آنجاچه می کنید. آیا عضو احزاب بازهم دموکرات می شوید که باز هم

تمرین دموکراسی کنید؟

  البته در ایران فعلی تنها حزب دموکرات  در کردستان یعنی "حزب دموکرات کردستان" وجود دارد . شاید شماها بر آن شوید که حزب دموکرات ایران را تاسیس کنید؟ و شاید هم تا آن موقع افردای چون رضا پهلوی این کار را کرده باشند.

البته احزاب دموکرات در غرب همه احزاب بورژوایی هستند و طرفدار بازارآزاد از نوع سرمایه داری و بازار آزاد و دموکراسی غربی نوع خود آنها که برای جهان سوم همان عراق و افغانستان هست و نه بیشتر از آن.

در فردای به صطلاح دموکراسی ایران آیا شما عضو یکی از احزاب چپ و کمونیستی خواهید شد و برای سوسیالیسم یعنی رفاه، آسایش، خوشی و شادی مردم تلاش خواهید کرد و یا اینکه به یکی از جریانات  به اصطلاح دموکرات  (بخوان سرمایه داری )حاضر خواهید پیوست و یا اینکه بالخره حزب دموکرات ایران را تاسیس خواهید کرد و عضو و فعال آن خواهید شد و درنهایت تبلیغ سرمایه داری را خواهد کرد

بادتان باشد که فرض محال ما این شد که دموکراسی مورد نظر شما برقرار شده،  پس در دموکراسی دیگه شما تبلیغ دمکراسی را نخواهید کرد بلکه به  جنبش سیاسی و طبقاتی خاصی که تعلق دارید پیوسته و  تبلیغ نظریه سیاسی و اقتصادی آن را خواهید کرد سئوال این است که سیستم مورد نظر شما بالاخره سرمایه داری هست که مبتنی هست بر دیکتاتوری، زندان، شکنجه، اعدام و خیلی خوبش هم که در غرب هست بالاخره استثمار انسان از انسان مبنای آن هست  و یا حکومتی که دیگر در آن از استثمار انسان از انسان خبری نباشد؟ که آن دیگر سوسیالیسم هست.

می بخشی که خیلی طولانی شد

ولی این سئوال من  نه تنها از شما بلکه از خیلی از دوستان و رفقای طرفدار حقوق بشر و دموکراسی خواه دیگر خودم ( که خیلیها قبلا خود را چپ و سوسیالیست نیز می دانسته اند نیز هست) که این متن  را برای آنان نیز خواهم فرستاد.

این یک دیالوگی باز می تواند باشد که من دوست دارم دیگران هم در آن شرکت کنند.

با تشکر

مخلص

بابک یزدی


 

 ***

 

با درود دوست گرامی و مبارز بابک یزدی

 

خوشوقتم از اینکه مجالی دست داد تا با هم تبادل نظر کنیم ، دوست عزیز چگونه ممکن است طرفداران رژیم و مبارزان آزادیخواه با هم متحد شوند ، به اعتقاد من حتی از روز اول هم راهی‌ برای مسالمه نبوده و نخواهد بود .

اتحاد نیرو‌ها و انسانهای آزادی خواه برای حکومتی آزاد و جدا از هر گونه تعصّب مذهبی‌ و یا آیده رادیکال تنها راه نجات مردم در بند و آزادی کشور به یغما رفته عزیزمان ایران است ،مطمئناً شما هم مانند من قبول دارید که آگاهی‌ سیاسی  و دیدگاه مبارزان راه آزادی در میهن عزیزمان به مراتب با سال سرقت انقلاب در سال ۵۷ تفاوت شایان توجه دارد .

به نظر من کمی‌ بی‌ انصافیست اگر هر شخصیت سیاسی امروز را با خمینی دجال مقایسه کنیم ، امروز مردم آزادی خواه و حق طلب مان از سد ریا و تزویر رژیم آخوندی مدتهاست که گذشته اند و با چشمان باز نظاره‌گر حرکتهای مختلف سیاسی رهبرانشان هستند.

دوست عزیزم اختلاف عقیده همیشه بوده و هست ، اما باور دارم که در جامعه معتقد به اساس و اصول دمکراسی باعث شکوفایی و پیشرفت روز افرون جامعه نیز خواهد بود .

از شما دعوت نکردم پشت سر کسی‌ بایستید ( این خود کاملا منافات با اصل اول  دمکراسی دارد ) ، اما شانه‌ به شانه‌ جنگیدن تا سرنگونی رژیم قهقرایی اسلامی و به دست آوردن حقوق مساوی و آزادی‌های فردی و اجتماعی را انتظار داشتم.

خواست‌های شما و احزاب هم عقیده با شما عزیزان خواست همه مبارزان راه آزادیست ، اما به اعتقاد من تنها راه رسیدن به این خواستها  فقط و فقط سرنگونی رژیم است و بس و تنها راه فروپاشی نظام اتحاد ماست در تمام جبهه ها.

در آخر به اعتقاد من تا روزی که حتی یک نفر به دلیل جنسیت ، مذهب یا بی‌ مذهبی‌ ، عقاید سیاسی ، رنگ پوست ، قومیت و هزاران مورد پوچ دیگر مورد آزار قرار بگیرد این نهضت و حرکت به نتیجه نرسیده ....  

 

با سپاس فروان

شهرام

 

***

 

با سلام مجدد

من با اجازه تان شما را در لیست ایمیل خود قرار خواهم داد تا بخشا از نظرات ما هم اگاه شوید

با تشکر

بابک یزدی

***

 

با درود دوست مبارز آقای بابک یزدی

 

فکر نمیکنید در این مقطع از زمان  نگاه هموطنان مان که بدون ذره ای‌ دریغ از جان و هستیشان برای آزادی و رسیدن به حقوق حقه‌شان که همانا آزادی ، دمکراسی و برا بر ییست در کشور عزیزمان به اینسوی مرزها دوخته شده ؟ 

به عقیده شما آزادی خواهانی که هرروز سنگفرش خیابانها از خون پاکشان رنگین میشود ، هر بار قبل از اینکه  استوار در برابر جلادان رژیم خونخوار به ایستند از یکدیگر میپرسند که طرفدار کدام عقیده و باور سیاسی هستند یا خیر ؟ یا هدفشان سرنگونی جلادنیست که بیش از سی‌ سال سعی‌ به خاموش کردن ندای حق طلبانه امثال شما و من بوده ؟

فکر می‌کنم رسالت من و شما و هر آنکس که امروز دم از آزادی و دمکراسی میزند اتحاد برای سرنگونی رژیم ننگینیست که خواهان تفرقه و جدایی بین تمام جبهه‌های متحد مردمی ست که استوار تا سرنگونی جمهوری جهل ، ننگ و فساد پایمردانه ایستاده اند .

بدون شک فردای آزادی کشورمان با جایگزین شدن حقوق مساوی شهروندی برای من و شما در فضای آزاد سیاسی مجال بسیار برای ابراز عقیده خواهد بود .

با سپاس فراوان 

شهرام

 

 

***

 دوستان گرامی

مسئولین سایتها ، نشریات و وسایل ارتباط جمعی

اطلاعیه ضمیمه کاملا ساختگی، جعلی و بدون مشورت با بیشتر این جریانات تهیه شده است

لطفا از هر کانالالی به دست شما رسید از توزیع، چاپ و انتشار آن خودداری کنید
با تشکر

بابک یزدی

مدیر اجرایی کانون خاوران