آیا "جامعه ایرانی یک جامعه مسلمان است"؟!
خرافه پراکنی در ایران استار
بابک یزدی
این مطلب به رسم معمول روزنامه نگاری به ایران استار فرستاده شد ولی گویا به دلیل منافعی که این نشریه در آگهی گرفتن از بنی طبا که طرفدار و مبلغ رسمی خمینی هم هست دریافت می کند از چاپ آن خود داری کرد.
نشریات رسمی شهر را ورق می زدم تا نوبت به ایران استار رسید. به صفحه ی ٩١ شماره این هفته، شماره ٧٣٣ آن که رسیدم تیتری را مشاهده کردم به نام "سپید و سیاه" از سید حسن بنی طبا. هنوز چند خطی را نخوانده بودم که به یاد دوران کودکی و ملاهای امل و خرافاتی و خرسواری افتادم که در دهات سر مردم را کیسه می کردند و خرافه پراکنی می کردند. مردم را از خر دجال و روز جزا و آتش جهنم می ترساندند! ادامه دادم. دوباره فکر کردم که دارم کشکول منتظری و یا رساله علمیه ای را می خوانم که در مورد آداب نجاسات و دفع مدفوع و اینکه با کدام پا و چگونه مقلدینشان را به توالت می فرستند توضیح می دهد و یا اینکه هنگام زلزله اگر از بالا به روی عمه و یا خاله بیچاره خود افتادی و...! با خود گفتم خوب هنوز هم هستند کسانیکه در قرن بیست و یک و در آمریکای شمالی به این خزعبلات باور دارند. به این قسمت نشریه بیش از صفحه دیگر آن که جوکهای ملا را درج کرده بود خندیدیم. اما همانطور که مطلب را ادامه می دادم کم کم از حالت جوک و طنز و خنده در آمدم و یکه خورده بر خود لرزیدم. "جامعه ایرانی یک جامعه مسلمان است"، و یا "اسلام دینی است که می خواهد افراد را از سیاهی خارج و به سپیدی رهنمون سازد". دیدم درست با واژه هایی مواجه هستم که جنایتکاران حاکم بر ایران سه دهه با همین واژه ها بهترین و شریف ترین انسانهای آن دیار را به خاورانها و گورهای جمعی سپردند. شلاق و زندان و سنگسار و شکنجه و اعدام کردند. به یاد قتل عامهای دههی ٦٠ شمسی افتادم كه با یكی دو سئوال به ظاهر ساده مثل "مسلمانی؟"، "نماز می خوانی"، "به خدا باور داری" و غیره حمام خون راه انداختند و دهها هزار نفر از شریف ترین فرزندان این جامعه را در زندانهای مختلف این كشور، از دم تیغ گذراندند. انسانهائی كه زندگی بهتری می خواستند؛ می خواستند كه حرف دلشان را بزنند. یكبار به دنیا آمده بودند و دلشان می خواست كه بگویند این رژیم را نمی خواهند، رژیمی كه یادآور هزار و چهارصد سال پیش و عصر جاهلیت است را نمی خواهند. آری فقط در دو سال ٦٠ و ٦٧ و سالهای بین این دو شماره، دهها هزار جوان را كشتند و دهها هزار پدر و مادر و خانواده را برای همیشه داغدار كردند. نوشته بنی طبا من را یاد چنین سالهای سیاهی انداخت.
جنایتکاران حاکم بر ایران به همین بهانه که ایران یک کشور اسلامی است هزاران نفر از مردم آن دیار را به نام کافرو منافق و ملحد و بی دین و بهائی و یهودی و مسیحی به مسلخ برده اند. زندان و شکنجه و اعدام کرده اند و میلیونها نفر، از جمله هزاران خواننده خزعبلات بنی طبا را، آواره کرده اند. حالا همین انساهای شریف و آواره این دیار که بیشتر آنها عطای اسلام را به لقایش بخشیده اند و می خواهند آزاد و رها باشند و یک زندگی انسانی و شرافتمندانه ای را در این گوشه ی جهان دور از چشم مرتجعین اسلامی به راحتی بگذرانند باید با مبلغین و مروجین همان خرافات روبرو شوند.
هنوز افشاگریهای سران ریز و درشت رژیم از همدیگر خاموش نشده است كه با دزدیهای میلیونی و میلیارد دلاری از سفره ی خالی مردم خان یغما به راه انداخته اند كه حسن بنی طبا می فرمایند "اندرون از طعام خالی دار ـــ تا در آن نور معرفت بینی!" یعنی هر چه شما را چاپیده اند و می چاپند شما باز هم گرسنگی بکش و شکر گزار باش!
بنی طبا مثل اینكه متوجه شده است که "سیاه و سفید" در حال تابو شکستن است و به همین دلیل تیراژ آن هم بالا رفته و ایشان از همین امر ناراحت شده و فتوا صادر می کند که "مجله های رنگارنگ با تیراژ بالا دارند عکسهای غیر اخلاقی چاپ می کنند." آمار فحشا و اعتیاد در ایران زیر سیطره اسلام در جهان رتبه اول را دارد و باز شما دم از اخلاقیات می زنید. محمد پیغمبر شما در سن ۵٠ سالگی به دختر ٩ ساله تجاوز می کند و آمار زنهای محمد را خودتان بهتر دارید و باز هم بیشرمانه دم از اخلاقیات می زنید!
ایشان در جایی دیگر می گوید "در این شهر نشریه ای هم وجود دارد که هر از چند گاه به قول خودش روشنگری می کند (منظورش ماهنامه روشنگر است که گویا خوب به خال زده است) و مرتب به خدا و پیغمبر و مقدسات توهین می نماید". خمینی روزی فتوای قتل سلمان رشدی را داد و اوج توحش و بربریت خود و مذهبش را نشان داد؛ و حالا حسن بنی طبا، محضرداری در قلب تورنتو، همان خزعبلات را دارد تکرار می کند. بیچاره گالیله کجاست که از ترس این مرتجعین در قبر هم پنهان شود.
انقلاب کبیر فرانسه حق شهروندی و آزادی بیان را بیش از ٢٠٠ سال پیش به مردم اعلام کرد و هنوز در قرن بیست و یکم هستند مرتجعینی و آنهم در کانادا كه آزادی بیان را تهدید میکنند.
دیر نیست که کلیت نظام اسلامی با تمام سران مرتجع آن با انقلاب مردم به گورستان تاریخ سپرده شود و آنگاه همه ی جنایتکاران آن نیز در دادگاههای مردمی و علنی در پیشگاه مردم محاکمه خواهند شد و آن زمان انقلاب مردم این خس و خاشاک و این نوع تفکر را نیز با خود جارو خواهد کرد و آن را برای همیشه به جای واقعی خود خواهد سپرد. به زباله دان تاریخ و در آرشیو جنایتكارترین جانیان قرن ٢٠ و ٢١. دور نیست روزی كه آزادی و برابری و رهایی و شادی و خوشی را بر ویرانه های ارتجاع مذهبی جشن میگریم.