گزارش تصویری و ویدیوئی از جشن سالگرد حزب کمونیست کارگری در تورنتو

مبارزه برای خوشی، شادی و رفاه مردم كار اصلی کمونیستهاست

خیرا دوستی که مواضعی بینابینی دارد و در جلسات گوناگون سیاسی و ادبی و هنری از مخالفین جمهور اسلامی گرفته تا لابیهای آن شرکت کرده و با همه ی آنها هم تا حدودی دوست است، مسئله ای را مطرح کرد مبنی براینکه شما کمونیستها نخود همه آشی هستید

چند جمله در مورد نوشته ی امیر پیام و کمپین کشتار ۶٧

مطلبی از رفیق امیر پیام در سایت آزادی بیان درج شده است که تمام تحلیلش اگر نگویم بر چند دروغ و اتهام بنا شده حد اقل
می توان گفت مبنایش بر چند اشتباهی که از اول فرض گرفته استوار است
   ا

سخنی کوتاه با سازنده ی فیلم “لو رفتن ماهیت حقیقی کمونیست ها”

   روز ۱۸ مه در تورنتو همایشی در دومین سالگرد اعدام دو برادر محمد و عبدلله فتحی در بزرگداشت زندگی ـ و نه به اعدام ـ این دو برادر توسط نهاد “مادران علیه اعدام” و مشخصا مهوش علاسوندی و بیژن فتحی، مادر و پدر محمد و عبدالله برگزار شد     .

چند کلمه در باره اتحاد به بهانه یک عمل متحدانه علیه اعدام

چپ جامعه ایران حول یکسری مطالبات پایه ای به مصاف راست در آن جامعه می رود. اما اشتباه است اگر بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی در جامعه مشخصی بر مطالبات و خواسته هایی که از مشقت و ظلم و ستم بر جامعه کم می کند، دفاع می کند و گامهای عملی ای بر می دارد، به هر کسی که بخود چپ گفت از او این عنوان را قبول کنیم  .

خاطره ای از تابستان 67 برای نشریه ی شهروند

شش ماه در تهران و سه سال در بندرعباس مخفی بودم و همیشه آماده ی فرار. بیش از ۱۳ خانه و ۶ شغل عوض کرده بودم . فقط موقع حمام کردن کفش از پایم در می آمد. بیش از ۳ سال هم در دبی نیمه مخفی زندگی کردم. تا اینکه چند ماه قبل آدرسمان در دبی نیز لو رفته بود و بالاجبار از دبی هم قاچاقی با لنج همراه ۳ رفیق دیگر راهی هندوستان شدی.

عرصه را بر پادوهای رژیم اسلامی تنگ تر کنیم

جامعه ایران امروزه در یک حالت انفجاری بسر می برد. یک گوشه از خشم توده های معترض را در سال ١٣٨٨ و به دنبال مضحکه انتخاباتشان دیدیم. برای خلاص شدن از شر این رژیم جهل و خرافه، لازم است که عرصه را بر پادوهایش در خارج کشور هم، که گاه لباس فرهنگی و هنری به تن میکنند، گاه در قالب نویسنده و فیلسوف و یا تاجر و غیره عرض اندام میکنند

چرا مسلمان نيستم!  

 انسان باخدا متولد نمى شود. ولى در خيلى موارد شرايط زمانى مکانى در او تأثيرى فراوان دارد. من هم مثل خيلى هاى ديگر نه تنها پدر، مادر، زبان، محل تولد، رنگ پوست و ... را خودم انتحاب نکردم بلکه اضافه بر اينها خدا و مذهب و خرافات هم از خانواده و محيط به من تحميل شد و متأسفانه ٢٣ سال طول کشيد تا توانستم دوباره خودم را از اين قيد بندها و خرافات آزاد کنم.

خدا چيست، کيست و در کجاست؟

 انسانهاى اوليه در اثر جهل، نا آگاهى، ترس و خرافات ندانسته هاى خود را به ندانسته هاى ديگرى ربط داده و آن ندانسته را خدا و يا خدايان نام نهادند. و بدين سان خدا و خدايان اوليه را اجداد ما آفريده و به آنها پناه مى بردند  

مسئله اتحاد نیروهای كمونیسم كارگری در صدر اولویتها 

 "اتحاد اپوزیسیون" از عمده مطالبات مردمی است كه از دست رژیم اسلامی به تنگ آمده اند. می

 خواهند كه هر كسی كه به نوعی خواهان سرنگونی این رژیم نكبت اسلامی است، با هم متحد شده و آن را بیاندازند. اما می دانیم كه اتحاد سلطنت طلبان و مجاهدین و كمونیستها غیرممكن است.

نامه به منصور حکمت در مورد مرگ شاملو   جواب منصور حکمت

با درود و آرزوى موفقيت هرچه بيشتر براى شما و حزب.. با فوت شاملو من بلافاصله (با عجله) چند خطى براى رفيق محمود احمدى نوشتم مبنى

 براينکه فرصت‌طلبان، مرتجعين، اکثريتيها، و خاتمى‌چيون قرار است مرده‌خور شاملو شوند، در صورتيکه مواضع راديکال و خرافه ستيزى و مذهب ستيزى او به ما بيشتر از همه نزديک بود

 گزارشی از حضور در انجمن سکولارهای سبز ایرانی در تورنتو

روز شنبه 10 آوریل اولین نشست انجمن سکولارهای سبز ایرانی در تورنتو در رستوران دوستان از ساعت 8 تا 12 شب برگزار گردید. در این

 نشست بیش از یکصد نفر از فعالین گرایشهای مختلف از راست سلطنت طلب، دموکرات، لیبرال، ملی‌گرا تا چپ کمونیست کارگری و غیره شرکت کرده و حضور داشتند و بعضا دعوت هم شده بودند 

هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است

یگانه حضور اجتماعی جامعه تبعیدی ایرانی که فاقد خصلت تدافعی است و در ذات و بنیان اش ریشه ی نظام استبداد مذهبی را نشانه می گیرد

 مراسم سالانه یادمان زندانیان سیاسی و جانباختگان دهه ی شصت زندانهای ایران است. اما این ادعا کجا و واقعیتِ مراسم و گردهمایی های سالانه ی ما کجا؟

منصور حكمت هرگز نخواهد مرد

گرچه به طور طبيعى دشمنان آزادى، كمونيسم، رهائى انسان و طبقه‌ى كارگر از مرگ رهبران كمونيست خوشحال مى شوند، اما انسانهاى بزرگ و فرزانگانى چون ماركس‏، لنين  و منصور حكمت كه عصاره‌ى تفكر، مبارزه، آزاديخواهى، برابرى طلبى  و انسانيت زمان خود هستند براى هميشه جاودانه خواهند ماند

مرثیه ای برای دل خودم

مادر عزیز، مهربان، فداکار و مبارزم برای همیشه رفت-

و من با کوله باری از درد و رنج و اندوه مانده ام! و سعی می کنم اشکهای خود را با این نوشته تسکین دهم.

۲۴ سال است که نتوانستم یعنی نگذاشتند او را ببینم. جرمش این بودکه مادر یک فعال سیاسی بود. تا اوایل دهه ۶۰ که با مجاهدین بودم پابپای من  و

 همه ی ماها مجاهدت می کرد. در امور جاسازی، عادی سازی، شناخت و شناسایی افراد تبهر و خونسردی خاصی داشت. به هیمن دلیل کارها و  فعالیت سیاسی اش هیچ وقت برای رژیم  رو نشد. و بیشترین زجر و زندان و اذیت و آزاری که دید فقط به خاطر من بود.

كورش مدرسی هیچ كاره است

رهبران جنبشهای اجتماعی و گاها احزاب هم، چه چپ و چه راست، در شرایط حساس و مقاطع تاریخی معین تئوریها و تزهایی ارائه می دهند و یا حرفهایی می زنند که در تاریخ به خوبی و یا بدی به نام آنها ثبت میشود. معمولا چه باید کردهای افراد در این شرایط نوشته می شوند. در این ارتباط مهمترین کتابی که لنین در ١٩٠٢ نوشت "چه باید کرد" بود و بعدها حتی افرادی مانند علی شریعتی و مرتضی مطهری هم ادای چه باید کرد نوشتن درآوردند  

"هیچ کس نمی تواند جای حمید تقوایی را پرکند!" : علی جوادی

نوشته کیوان جاوید را که  دیدم یاد چندین  خاطره افتادم که  فکر کردم بد نیست برای اطلاع  خوانندگان و نیز یادآوری تاریخی علی جوادی ،  آذر ماجدی  و محمود احمدی بازگو کنم. البته  " از نزدیک و کمی هم خصوصی"   

 

هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است

یگانه حضور اجتماعی جامعه تبعیدی ایرانی که فاقد خصلت تدافعی است و در ذات و بنیان اش ریشه ی نظام استبداد مذهبی را نشانه می

 گیرد، مراسم سالانه یادمان زندانیان سیاسی و جانباختگان دهه ی شصت زندانهای ایران است. اما این ادعا کجا و واقعیتِ مراسم و

 گردهمایی های سالانه ی ما کجا؟

سقوط "فراکسیون" با چه شتابی؟!

در زمان انشعاب جریان کورش مدرسی،  گروه چند نفره موسوم به "حزب طوفان" (در فنجان) مثل بیشتر اوقات بیانیه ای نه سیاسی، که لمپنی

 منتشر کرد تحت عنوان "نه حکمتیست، نه حکمت یاریست".  منظورشان حزب کورش و حزب کمونیست کارگری بود، فعلا این تیکه را داشته

 باشید تا به آن برگردم.